
وقتى دایى « اظهار تأسف» مى کند
کالبد شکافی یک اتفاق خوب
مرجع خبری پرسپولیس : « اعتراف به اشتباه» فضیلت گم شده ستاره ها و چهره ها و اسطوره هاست که حاضر نیستند براى ۲ قدم برداشتن به پیش، یک قدم به عقب باز گردند.
« چه عجب!» – این جمله اى بود که از دهان «بغل دستى» من خارج شد، وقتى داشت با «بغل دستى اش» در مورد حرف هاى على دایى پس از پایان مسابقه مقابل شاهین سخن مى گفت. «چه عجب که دایى یه دفعه کوتاه اومد و عذر خواست» مى دانى در دل چنین جمله ساده اى که در صف شیر یا صف تاکسى یا حتى در صف میوه فروشى بیان شده، چه حقیقت ژورنالیستى نابى نهفته است؟ اعتراف به اشتباه» فضیلت گم شده ستاره ها و چهره ها و اسطوره هاست. آنها به حکم طبیعت اشتباه مى کنند و به حکم « ستارگى» اشتباهشان به اندازه اشتباه یک ستاره «بزرگ» جلوه مى کند اما به حکم همان ستارگى، کوتاه نمى آیند و اشتباه را نمى پذیرند.
ستاره ها و چهره ها و اسطوره ها، با همه چیز مرز دارند و همه چیز را مقابل خود از پشت همان مرز هاى خیالى مى بینند. از همین روست که بزرگترین دعواهاى ستاره ها و چهره ها و اسطوره ها با اهالى رسانه هاى جمعى در کنفرانس هاى مطبوعاتى رخ مى دهد. جایى که ستاره یا چهره یا اسطوره احساس مى کند مرز هایش با پدیده یک تهاجم دسته جمعى مواجه شده است و اگر رگبار مسلسل را به روى جمعیت نبندد آنها از مرز هایش عبور مى کنند. به همین سادگى و به همین بیهودگى، تلخ ترین سوء تفاهم ها و عمیق ترین دشمنى ها آغاز مى گردد.
« اعتراف به اشتباه» فضیلت گم شده ستاره ها و چهره ها و اسطوره هاست که حاضر نیستند براى ۲ قدم برداشتن به پیش، یک قدم به عقب باز گردند.
ایراد کار ستاره هاى ما همین است. آنها حاضر به پذیرش اشتباهات نیستند و اساساً واصولاً درک نمى کنند که رفتار غلط آنها اشتباه بوده و آنها از یک عذر خواهى یا اظهار تأسف ساده خوددارى مى کنند و عواقب سنگین آن را تحمل مى کنند؛ در حالیکه بهایى که براى عذر خواهى نکردن مى پردازند بسیار سنگین تر از بهایى است که در صورت عذر خواهى از کیسه آنها خواهد رفت. نکته دیگر اینکه ستاره، چهره و اسطور ه هاى ما در نمى یابند که عذر خواهى شمایل بهترى از آنها را در رسانه ها به نمایش مى گذارد.
آنها در نمى یابند که اقرار به اشتباه چقدر آنها را در بین مردم «انسانى تر» و «مردمى تر» و «مقبول تر» خواهد کرد. آنها نمى دانند و براى این ندانستن بهاى سنگینى خواهند پرداخت.
هر کس که چهره، «ستاره» و اسطوره است باید برود و یک بار فیلم «هنکاک» را ببیند. فیلمى که «ویل اسمیت» بازى کرد و دوبله آن در ویدئو کلوپ ها موجود است. «هنکاک» یکى از جنس ستاره ها، چهره ها و اسطوره هاى خودمان است. کسى که معمولاً خرابکارى مى کند و بعد حاضر به پذیرش اشتباه نیست. او در جامعه حضور دارد اما «قهرمان بازى هایش» براى او محبوبیتى به ارمغان نمى آورد. زندگى او وقتى تغییر مى کند که با یک متخصص تبلیغات و روابط عمومى آشنا مى شود.
آن متخصص – که شما مى توانید او را مشاور بخوانید – به هنکاک توصیه مى کند مدتى داوطلبانه به زندان برود و عواقب اشتباهاتش را بپذیرد و اجازه بدهد تا مردم دلشان براى او تنگ شود!
هنکاک این را مى پذیرد، اشتباهاتش را اصلاح مى کند و دوباره محبوب مى شود.
حالا برویم سراغ هنکاک هاى ایرانى. مگر نه اینکه على دایى در دوران غیبت
خود خواسته اش از فوتبال، دوباره نزد رسانه ها و مردم، محبوب شد؟ مگر واقعیت غیر از این است که مردم و رسانه ها دلشان براى دایى تنگ شده بود و هر روز سراغ او را مى گرفتند؟ اینکه دایى در بوشهر مى بازد و یا در تهران مقابل ذوب آهن متوقف مى شود مهم نیست، مهم این است که او این فرصت را پیدا کرد تا تأسف خود را و به عبارت ساده تر اشتباه خود را بپذیرد.
« متأسفم» – این براى على دایى یک فرصت استثنایى است. اعتراف به شکست و قبول اشتباه، نه تنها از بزرگى او نخواهد کاست که بر بزرگى او خواهد افزود. دایى اگر اندکى در پذیرش انتقادات یا در اختیارات خود باز تر عمل کند، آن وقت وارد عصر نوینى از ارتباط با مخاطبان خود خواهد شد. عصرى که در آن کسى نخواهد گفت: «آقاى دایى! تو محبوب نیستى! مشهورى!»
منبع: ابرار ورزشی