حمله گاز انبری به کاشانی ! چرا ؟
البته یک تفاوت کوچک در نوع حملات هدایتی و انصاریفرد به کاشانی وجود داشت. هدایتی که از باب پاسخ به لیدر پرسپولیس و ادعاهای او برآمده بود خیلی زود جهت صحبتهایش را به سوی کاشانی تغییر داد اما در تمام حرفهایش با واژههایی مثل «دوستان» و «عزیزان» سرپرست موقت باشگاه پرسپولیس را به باد انتقاد گرفت. هدایتی در غالب دقایق مصاحبهاش با حالتی حق به جانب و در نقش یک دوستدار یا شاید منجی پرسپولیس و کسی که فقط به عشق این تیم همه کار کرده است، خود را در موضع قدرت و کاشانی و باشگاه پرسپولیس را در موضع ضعف قرار داد و با زبان بی زبانی اعلام کرد تا وقتی خودش سمتی در باشگاه محبوبش پرسپولیس نداشته باشد خبری از انتقال علی کریمی به این تیم هم نخواهد شد.
اما عباس انصاریفرد که از دو هفته گذشته شروع به مصاحبههایی علیه کاشانی و سیاستهای اشتباه مدیریت فعلی در قبال زلاتکو کرانچار کرده بود به یکباره پردهها را درید و در میان بهت مجری برنامه ورزش از نگاه دو موکدا اعلام کرد حبیب کاشانی سناریوی برکناری او از مدیرعاملی پرسپولیس را طراحی و پیش برده است. انصاریفرد مثل دفعات گذشته گفت در این مورد حرفهای زیادی برای گفتن دارد و با سند و مدرک ثابت میکند جریانی که علیه او راه افتاد و در نهایت قبل از عملی شدن برنامههای جامعش منجر به برکناریاش شده، کار کاشانی بوده و علیرغم اینکه وی از این موضوع خبر داشته اما نتوانسته در مقابل آن بایستد. جالب اینکه انصاریفرد درحالی این حرفها را به زبان جاری میساخت که ادعا داشت هیچ وقت عادت ندارد علیه مدیران قبلی و آنهایی که مسوولیت دارند صحبت کند اما خب مثل اینکه وادار شده چنین حرفهایی را به زبان بیاورد!
اصل داستان را اما همه پرسپولیسیهای اصیل میدانند. شاید حداقل در مورد حبیب کاشانی، محمد خاکپور نه در مقام یک مدافع بلکه در قامت یک «دوستدار پرسپولیس» درست گفت: «در صداقت کاشانی شکی نیست و او ثابت کرده مدیریت را خوب بلد است.» در نقطه مقابل اما عباس انصاریفرد برعکس آنچه که میگوید حضور «دیگری» در پستی که بوده را تاب نمیآورد و با ادله عجیب و غریب و اسناد و مدارکی که خیلی سخت به آنها متوسل شده سعی در ضعیف نشان دادن جانشیناش دارد. حسین هدایتی هم ثابت کرد که برای بازپس گرفتن جایگاه خودش همه کار میکند هرچند که به نظر میرسید قسمتی از حرفهای دلسوزانه (!) هدایتی درست باشد اما او با تاکید بر اینکه در زمان حضورش در پرسپولیس اقدامات فوقالعادهای از جمله صید علی کریمی داشته، اعلام کرد پرسپولیس به آبراموویچ وطنی نیاز دارد و چون فقط او میتواند اینطور دلسوزانه و عاشقانه برای پرسپولیس هزینه کند، باید جایی در مدیریت باشگاه برایش باز شود وگرنه نه علی کریمی برمیگردد و نه این حملات به پایان میرسد.
***
دو روز قبل از دربی پایتخت، وقتی حبیب کاشانی برای اولین بار سر تمرین پرسپولیس حاضر شد، عباس انصاریفرد بعد از خطابه روحیهبخش و مدبرانهاش، کار را به حبیب کاشانی واگذار کرد تا حاجی دوم پرسپولیس روحیهها را بالا ببرد. آن روز احتمالا عباس انصاریفرد از این سناریویی که حالا حرفش را میزند مطلع شده بود اما واقعا علت آن برخورد دوستانه چه میتوانست باشد؟ چرا همان زمان انصاریفرد مسوولان سازمان را از این جریانسازیها آگاه نکرد و درصدد مقابله با آن برنیامد؟ اصلا باید این سوال اساسی را مطرح کرد که چرا حالا که پرسپولیس کمی به ثبات و آرامش نزدیک شده عباس انصاری فرد و حسین هدایتی- که یکی عادت ندارد علیه مدیر قبلی حرف بزند و دیگری خود را عاشق و سینه چاک پرسپولیس میداند- درصدد بر هم زدن اوضاع و به حاشیه کشاندن پرسپولیس برآمده و قصد کوتاه آمدن هم ندارند؟