از موتور گازی تا فراری
مرجع خبری پرسپولیس : بیست و چند سال قبل فوتبالیستهای مطرح آدمهایی معمولی بودند که مسافرکشی میکردند، با موتور سرتمرین میرفتند و از همه جالبتر حاضر بودند با پیشنهاد خرید یک موتور گازی به باشگاه دیگری بروند ولی حالا همه چیز فرق کرده است.
نامجومطلق، هافبک سابق استقلال و تیم ملی میگوید: «من خودم وقتی به استقلال رفتم یک موتور هوندا برایم خریدند!» یا پرویز مظلومی که از آن زمانها میگوید: «مجبور بودیم شغلی داشته باشیم که اداری نباشد تا هر وقت بخواهیم تعطیل کنیم و برویم سرتمرین. این بود که شدیم مسافر کش.»حال بیستوچند سال بعد است و برای تماشای ماشینهای مدل بالایی که کنار زمین چمن پارک شدهاند باید منتظر بمانی. اتومبیلهای گرانقیمتی که صاحبانشان با صفرهایی که در کنار قراردادهایشان قرار میگیرد میتوانند سراغ هر تجربه سودآوری بروند. فوتبالیستها آدمهای مرفهی شدهاند که با پول هرکاری میکنند، از خرید ماشینهای آخرین مدل تا به تن کردن بهترین مارکها و هرچیز دیگری که فکرش را بکنید. دیگر از آن تاکسیهای نارنجی، موتورسیکلتها و ماشینها خبری نیست. فوتبال این تجارت سودآور حالا ستارههایش را به بالاترین قله رسانده. امروز فوتبالیستها پول پارو میکنند، قراردادهای سرسامآور، حقوقهای سنگین، ساختوساز، تجارت، خرید و فروش و چیزهایی از این دست اوضاع را دگرگون کرده، حتی اگر خیلی از آنها بعد از شنیدن این جملات با یک لبخند با معنی جواب بدهند که: «نه! از این خبرها هم نیست.» همه چیزنشان میدهد که این تکذیبها تا چه اندازه غیرواقعی است.
حالا فوتبالیست شدن یکی از آرزوهای اصلی خیلی از کسانی است که از آنها درباره شغل آیندهشان سوال میشود و تمام اینها به خوبی مشخص میکند که ورزش پردرآمد این چند سال تا چه اندازه توانسته آنهایی که به سراغش آمدهاند را راضی نگه دارد و در این شرایط اصلا عجیب نیست که هرچند وقت یک بار نام یکی از ستارههای این رشته پرطرفدار در کنار یک فعالیت اقتصادی سودآور قرار بگیرد. سرمایهای که بعد از قراردادهای قابل توجه به دست آمده در کنار یک برنامهریزی دقیق وارد بیزینسهای مختلف میشود تا فوتبال و اقتصاد را بیشتر از هر زمان دیگری به هم نزدیک کند.
دایی در صدر
چه بهانهای میتوان پیدا کرد تا نام علی دایی را در صدر سرمایهدارهای فوتبال قرار نداد؟ حالا تقریبا همه میدانند که دایی یکی از ثروتمندترین اهالی فوتبال است، هرچند خودش بارها منکر این موضوع شده باشد. او یک بار در پاسخ به سوالی که در این زمینه مطرح شده بود، گفت: «بچههایی هستند که خیلی بیشتر از من دارند. من نمیگویم ندارم، خدا را شکر به اندازه خودم شاید هم بیشتر از اندازه خودم دارم اما این متعلق به یک مجموعه است. من با خانوادهام زندگی میکنم و هیچوقت همه چیز را برای خودم نخواستهام. الان هم همینطوری است. من همیشه عاشق خانوادهام هستم و دوست دارم پیش آنها زندگی کنم. اینکه میگویند من پولدارترین فوتبالیست هستم، نه! اصلا!» ابتدا هنوز معلوم نیست بچههایی که به اعتقاد دایی از او بیشتر دارند چه کسانی هستند اما یک سرکشی اجمالی به فعالیتهای چندسال اخیر سرمربی سابق تیم ملی میتواند جواب خیلی سوالها را بدهد. دایی سرمایهگذاری اولیهاش را با افتتاح یک فروشگاه بزرگ ورزشی در خیابان منیریه تهران آغاز کرد، جایی که هسته اولیه شکلگیری کمپانی بزرگ تولیدات محصولات ورزشی با نام خود او شد. «پوشاک دایی» آنقدر جلو آمد و پیشرفت کرد که خیلی زود نبض بازار تولیدات ورزشی داخلی را در دست گرفت و درست در چنین شرایطی بود که مطرح شدن نام شناختهشده «دایی» مشتریان پروپاقرص زیادی را برای محصولات او به صف کرد. سایپا، صباباتری، فولاد، ذوبآهن، پرسپولیس و نامهای آشنای دیگر، تیمهایی بودند که تامین البسه ورزشی مجموعههای تحت هدایت خود را به دایی سپردند. این البته پایان ماجرا نبود. در مقطعی که دایی بهعنوان سرمربی تیمملی روی نیمکت قرار داشت، پیراهنهای تولیدی او به تیم ملی هم راه پیدا کرد تا مشخص شود سرمایهگذاری او در این بخش تا چه اندازه صحیح و اقتصادی بوده است. در حال حاضر نام فروشگاههای زنجیرهای دایی برای همه آشناست. با این وجود علایق کاپیتان سابق تیم ملی تنها به فعالیت در حوزه ورزش محدود نمیشود. دایی سهامدار یکی از کارخانههای تولید موتورسیکلت هم هست و تبلیغات او با محصولات این کارخانه مدتها روی بیلبوردهای تبلیغاتی خودنمایی میکرد. حضور در فعالیتهایی مثل ساخت مدرسه، بیمارستان و کمپ ورزشی در اردبیل هم یکی از نشانههای علاقه او به ساختو ساز است. اما موضوع جالب توجه، اتفاقی است که چند ماه قبل توجه همه را به خود جلب کرد. دایی با حضور در اتاق بازرگانی توانست صاحب کارتهای مخصوص این مرکز شود، کارتهایی که به وسیله آنها میتواند فعالیتهای خود را در زمینه واردات و صادرات هم ادامه بدهد.
جادوگر و سرکشی به تمام حفرهها
نگاهی به رقم قراردادهای بازیکن محبوب دوآتشهها خیلی خوب مشخص میکند که محبوبیت او تنها در زمین فوتبال جریان ندارد. علی کریمی، بازیکن که بسیاری از باشگاهها حاضرند پول خرید ۲ یا ۳ بازیکن را به تنهایی به او اختصاص بدهند، فاصلهای با علی دایی در جمع سرمایهدارها ندارد. صرفنظر از قراردادهای منعقد شده در باشگاههای ایرانی، کریمی برای حضور چهار ساله در الاهلی هر سال رقمی نزدیک به دومیلیون دلار دریافت کرد.
این درحالی بود که حضور دو ساله در بایرن هم سالی یک میلیون و پانصدهزار یورو برای مونیخیها تمام شد. او به قطر رفت و با ثبت یک قرارداد فوقالعاده نام خود را به عنوان یکی از رکورددارها ثبت کرد؛ رقمی که خیلیها معتقدند تا سالها شکسته نخواهد شد. با این وجود تفاوت کریمی با باقی فوتبالیستها در این است که او در تمام این سالها صرفا سراغ تجارتهایی رفته که به نوعی به آنها علاقه شخصی دارد. حضور کریمی در بیزینس با افتتاح یک رستوران در کرج آغاز شد. جایی که البته خیلی زود و بعد از سفر او به امارات از فهرست برنامههای اصلی خارج شد تا او یکی از علاقههای همیشگیاش را شروع کند. بله، درست حدس زدید؛ ساختوساز. دلبستگی فوقالعاده شماره هشت این روزهای استیلآذین به معماری ساختمانی تا جایی پیش رفته که نقشههای ارائه شده توسط او تعجب تمام نزدیکان را به خود جلب کرده است. دوستان کریمی همواره روی این موضوع تاکید میکنند که او استعداد خارقالعادهای در معماری دارد و همانطور که خودش گفته اگر روزی وارد فوتبال نمیشد قطعا در قامت یک طراح نقشه ساختمانی قرار میگرفت. کریمی البته در حال حاضر سهامدار یکی از شرکتهای سرشناس تولید محصولات ورزشی است. او چند وقت پیش تصمیم به فعالیت در زمینه واردات یکی از برندهای شناخته شده را داشت که این موضوع بنا به دلایلی منتفی شد.
سیاستمدار مثل مهدویکیا
دو میلیون و ۲۰۰ هزار یورو برای قرارداد هر فصل با هامبورگ و یک میلیون و ۵۰۰ هزار یورو برای توافق با آینتراخت فرانکفورت. نیازی به توضیح نیست که صاحب این قراردادهای چندمیلیارد تومانی قطعا در فهرست اولینها قرار میگیرد. مهدی مهدویکیا بعد از حضور در لیگ آلمان خود را به جمع سرمایهدارهای فوتبال اضافه کرد. هرچند در تمام این سالها کسی به درستی متوجه نشد که او درآمد حاصل از قراردادهای خود را صرف چه نوع فعالیت اقتصادی کرده است، البته سیاستمداریهای کیا در یک زمینه جواب نداد. حالا دیگر خیلیها میدانند که او صاحب یک فروشگاه ورزشی فوقالعاده شیک در یکی از پاساژهای معروف تهران است؛ فروشگاهی که مشتریهای خاص و همیشگی خود را دارد.
اسپانیاییها و علاقهای به نام املاک
جواد نکونام و مسعود شجاعی در جمع لژیونرهای ایرانی علایق یکسانی را دنبال میکنند. ایرانیهای موفق اوساسونا از مدتها پیش فعالیتهای غیرفوتبالیشان را در ساختوساز متمرکز کردهاند تا ثابت کرده باشند که تمایل بیشتر اهالی فوتبال به این رشته آنقدرها هم نمیتواند عجیب باشد. در حال حاضر نکونام فعالیتهای اقتصادیاش را با شهرکسازی در یکی از مناطق خوش آبوهوای شمال ایران پیگیری میکند. هرچند نزدیکان نکونام معتقدند که او از مدتها قبل برای این کار برنامهریزی داشته. آنها دوست سرشناسشان را ستارهای با ریسکپذیری بالا میدانند که همین موضوع باعث شده تا در بیشتر فعالیتهای اقتصادی موفق باشد. این شرایط در زمینه مسعود شجاعی هم تا حدود زیادی صدق میکند. رقم قرارداد شجاعی با اوساسونا اگرچه به اندازه همتیمی صمیمیاش نیست اما حضور چندساله در لیگ امارات باعث شده تا او هم به فهرست فوتبالیهای شاغل در ساختوساز اضافه شود. شجاعی چند سالی هست که پروژههای ساختمانیاش را در سرزمین پدریاش، آبادان و البته تهران دنبال میکند؛ فعالیتهایی که توانسته درآمدهای فوتبالی او را چند برابر کند.
اماراتیها؛ هر روز ثروتمندتر از دیروز
حالا میشود به راحتی علت علاقه فوقالعاده فوتبالیستهای ایرانی برای عقد قرارداد با باشگاههای اماراتی را فهمید. درآمد ستارههای ایرانی امارات در این سالها آنقدر بالا و وسوسهانگیز بوده که حضور در لیگ این کشور یکی از آرزوهای همیشگی باشد. در جمع ایرانیهای شیخنشین جواد کاظمیان و ایمان مبعلی با فاصله بسیار بیشتری از بقیه حضور دارند. اگر چه رقم قرارداد منقعد شده در سال اول حضور آنها آنقدرها هم چشمگیر نبود اما عملکرد موفق خیلی زود درهای ثروت را بهروی آنها باز کرد. رفقای صمیمی در امارات حالا برای هر فصل رقمی نزدیک به یک میلیارد تومان میگیرند تا در نوع خود آنها را از بقیه متمایز کند. در این میان کاظمیان چند سالی هست که روی خرید و فروش زمین سرمایهگذاری کرده، اما ایمان مبعلی ترجیح داده بیزینسهای دیگری را امتحان کند.
او در حال حاضر صاحب یک آژانس هواپیمایی و یک فروشگاه پخش محصولات فرهنگی است که توسط برادرش اداره میشود.
سرمایهگذاری به شیوه قلعهنویی
شاید خیلیها باور نکنند که سرمربی سابق استقلال در امور سرمایهگذاری یکی از موفقترینهاست. امیر قلعهنویی بعد از خداحافظی از فوتبال سرمایه اصلیاش را صرف خرید یک زمین چندهکتاری در اطراف تهران کرد. او بیشتر از ۱۰ سال روی این زمین کار کرد و نتیجه تمام این فعالیتها این بود که زمین معمولی اولیه بعد از چند سال با امکانات کامل به فروش رفت تا مبلغ به دست آمده صرف آغاز پروژههای اقتصادی اصلی شود. قلعهنویی درحال حاضر در زمینه ساخت و ساز املاک فعالیت میکند. او البته صاحب یک رستوران در غرب تهران هم هست. چندسال پیش یکی از برنامههای اصلی قلعهنویی راهاندازی نمایندگی یکی از برندهای معروف تولید کت و شلوار همراه یکی از دوستان سرشناساش در دبی بود که البته منتفی شد. به گفته دوستان نزدیک، سرمربی این روزهای سپاهان عاشق کشاورزی است و بارها در محافل خصوصی گفته که بعد از پایان سالهای مربیگری بدون تردید سراغ کشاوزی میرود، اما اگر در روزهای نه چندان دور اخباری درباره فعالیتهای او در زمینه تاسیس اماکن ورزشی به گوشتان رسید چندان تعجب نکنید.
تفاوتها
اگر گروه زیادی از فوتبالیها درآمدهای کلانشان را در ساختوساز یا خرید و فروش اتومبیل متمرکز کردهاند، هستند گروهی که برخلاف دوستانشان مسیر دیگری را انتخاب کردهاند. مثل غلامحسین پیروانی که سالهاست صاحب یک گاوداری بزرگ در شیراز است. پیروانی که یکی از چهرههای معقول شهر خود محسوب میشود ثابت کرده که فعالیت مورد علاقهاش بهرغم پردردسر بودن، سود قابل توجهی دارد. آنقدر خوب که صاحب سرمایه تحت هیچ شرایطی حاضر به ترک آن نیست. کریم باقری هم یکی دیگر از متفاوتهای فهرست ماست. کاپیتان پرسپولیس علاوه بر اینکه همراه پدر همسر خود در کار تجارت فرش فعال است صاحب چند دستگاه کامیون است که اجاره سالانه آنها درآمد او را به میزان قابل توجهی افزایش داده است. وحید طالبلو هم برخلاف توصیه اطرافیانش به خاطر علاقه فوقالعاده به باغداری، سرمایه خود را صرف خرید و فروش باغ در کرج کرده است. فعالیتی که سود آن میتواند او را پلهپله تا جمع سرمایهدارها بالا ببرد. جمعی که البته فهرست بسیار بلند بالاتری دارد اما توصیف تنها چند نمونه از افراد در آن به خوبی شرایط این روزهای ثروتمندهای سرمایهگذاری را نشان میدهد که شاید فوتبال برایشان تنها یک سرگرمی کوچک باشد.