
دوباره خداحافظ آقای اصلاح گریز!/ این بار زیر کدام بیرق قرار خواهد گرفت؟
مرجع خبری پرسپولیس : در این چارچوب اما، طبیعتا دل کسی برای پیادهرویها، ژست گرفتنها و چشم دوختنهای شیث به اسکوربورد تنگ نخواهد شد.
۱- در شرایطی که از هفتهها قبل و پس از اعلام دنیزلی، خیلی از مخاطبان فوتبال ایران در انتظار معرفی ۱۰ بازیکن مازاد پرسپولیس به سر میبردند و حتی برخی از هواداران خشمگین خواهان برکناری فوری آنها قبل از پایان فصل بودند، روز گذشته باشگاه پرسپولیس لیست ۱۰ نفری را منتشر کرد که با نظر کادرفنی سال آینده نیز در این تیم ماندنی خواهند بود.
افزایش قابل توجه تعداد اخراجیهای پرسپولیس نسبت به آنچه افندی وعده داده بود، بیش از هرچیز دیگری نشان دهنده رنجی است که او در قامت مربی این تیم ضعیف تحمل میکرده و البته در تلاش بوده تا حد ممکن پنهانش کند. او امروز تنهابه ادامه همکاری با ۱۰ بازیکن سرخپوش ابراز علاقه کرده و حتی میتوان حدس زد که اگر محدودیتهای نقل و انتقالاتی وجود نمیداشتند، همین فهرست مختصر هم آب میرفت! بیتردید حرف و حدیثهای زیادی میتواند در مورد تصمیم مهم اخیر دنیزلی وجود داشته باشد و هرکدام از منتقدان، کارشناسان و هواداران اختیار خواهند داشت تا با اتکا به سلیقه و دیدگاه خودشان، لیست منتشر شده پرسپولیسیها را به نقد بکشند. بازتاب اولیه انعکاس این فهرست، مربوط به دغدغه مشترک بسیاری از هواداران در مورد جدایی آودوکیچ صربتبار بوده است؛ سنگربان متعصبی که طی هفت بازی آسیاییاش برای سرخپوشان، توانست اعتماد نسبی طرفداران این تیم را به دست بیاورد. با کنار گذاشته شدن آسمیر، حالا بیم آن میرود که در صورت تداوم مشکلات سرخپوشان در چارچوب دروازه، دنیزلی باردیگر با انتقاد برخی از کارشناسان روبهرو شود؛ مثل تمام نیم فصل گذشته که عدم علاقه او به همکاری با محمد محمدی، مورد یادآوری و ملامت منتقدان قرار گرفت. از همین حالا روشن است که اگر قرمزها با استفاده از فرجه موجود نتوانند مشکلات دروازهشان را به طورکامل حل کنند، جای خالی آودوکیچ به شکل عذابآوری حس خواهد شد. از دیگر نکات نسبتا بحثبرانگیز این لیست، باقی ماندن نام بازیکنانی مثل نورمحمدی و هادی نورزوی است؛ آنها که گمان میرود سرخپوش ماندنشان، بیش از هرچیز دیگری معلول ظرفیتهای محدود خرید بازیکنان جدید بوده است. شواهد و قراین نشان میدهند این فهرست به زودی دستخوش تغییرات مختصری خواهد شد و شاید چند بازیکن دیگر که به صورت صددرصدی مورد تایید دنیزلی نیستند در پرسپولیس ماندگار شوند. تا این لحظه اما، دست کم یک اسم بزرگ و جنجالی در سیاهه اخراجیهای اولیه این تیم وجود داشته که جدایی قریبالوقوع او، کمترین حسرت و افسوس ممکن را در پی آورده است؛ شیث رضایی!
۲- قطع همکاری به پیشنهاد مصطفی دنیزلی، شاید تلخترین پایان ممکن برای مدافع شمالی پرسپولیس باشد. بازیکن پرحاشیهای که بخش زیادی از زندگیاش را صرف مبارزه با مربیانش و بعد انتقامجویی از آنها کرد، حالا و با اعلام از راه دور افندی،آخرین سنگر امیدبخش حیات حرفهایاش را هم از دست میدهد. او که بهترین بازیهایش را برای پرسپولیس دنیزلی در لیگ ششم انجام داده و حتی در این تیم به چنان مشروعیتی دست یافته بود که میتوانست ۹۰ دقیقه سربهسر علی دایی بگذارد و مورد انتقاد قرار نگیرد، سخت امیدوار بود با حضور دوباره این مربی در پرسپولیس، به تیره روزیهایش خاتمه بدهد و به اوج برگردد، اما این اتفاق «هرگز» رخ نداد. بعد از قرار داشتن در متن یک حاشیه مخرب دیگر در نیم فصل اول، او در مجموع چنان بازگشت ناامید کنندهای را به ترکیب اصلی سرخپوشان تجربه کرد که حالا باعث شده مدیران و مربیان پرسپولیس، نیمی از سهمیههای لیگ برتریشان را به جذب مدافعان جدید اختصاص بدهند. پس از یک فراز اولیه و درخشش در برخی از بازیهای ابتدایی لیگ قهرمانان، شیث به تدریج به همان قالب بیثبات، غیرمطمئن و حاشیهساز همیشگیاش بازگشت و در بازی با تیمهایی مثل راهآهن و الاتحاد، علتالعلل ناکامی تیمش لقب گرفت. او حالا با مهر دیپورت افندی پای گذرنامه فوتبالیاش، همان جایی میرود که پیشتر در دوران قطبی و دایی رفته بود؛ با این تفاوت که این بار حتی از جلب همان حداقل ترحم همیشگی نیز محروم بوده است. شیث رضایی با اصرار عجیبش به گام برداشتن در مسیر حاشیه و اصلاحناپذیری، آخرین مدافعانش و واپسین کسانی را هم که به «بازگشت» او امیدوار بودند، کاملا مایوس کرده و حالا کار را به جایی رسانده که جداییاش از تیمی که در آن رشد کرد، حتی یک پنجاهم رفتن بیگانهای مثل آودوکیچ نیز ناخشنودی عمومی به دنبال نمیآورد.
۳- به بنبست رسیدن شیث رضایی حتی در فضایی متفاوت و با مردی مثل دنیزلی، باد را به پرچم آن دسته از فرضیهپردازانی میاندازد که معتقدند «تریبت نااهل را چون گردکان بر گنبد است». اصالت واقعی، شاید آن چیزی باشد که در رفتار و کردار مهدی مهدویکیا موج میزند. زندگی حرفهای این ستاره بزرگ تاریخ فوتبال ایران همواره مملو از تلاش خستگیناپذیر و دوری از حاشیه بوده است. از دال تا دنیزلی، همه مربیان مهدی با هر نوع طرز تفکر و روحیهای مجبور به کرنش در برار شخصیت او شدهاند. کیا وقتی در دو دقیقه پایانی بازی با الشباب و در شرایطی که تیمش دو گل از حریف پیش است دعوت به حضور در زمین میشود، همه کارنامه پربار ستودنیاش را پشت خط طولی زمین جا میگذارد و در همان تایم کوتاه چنان جنگنده، دونده و پرانگیزه نشان میدهد که گویا یک نوجوان ۱۶ ساله میخواهد خودش را به اولین مربی دوران زندگیاش نشان بدهد. جای تعجب نیست اگر افندی با کمال میل مشتاق ادامه همکاری با چنین الماسی باشد و از او تا آخرین رمقش بهره ببرد. در این چارچوب اما، طبیعتا دل کسی برای پیادهرویها، ژست گرفتنها و چشم دوختنهای شیث به اسکوربورد تنگ نخواهد شد.
۴- اگر شناسنامهاش راست بگوید، او حالا ۲۸ ساله است. شیث رضایی اما بخش زیادی از این مدت را صرف تحمل شماتتهای دیگران و تلاش برای اثبات تواناییهایش به بقیه کرده است. او برای انتقام از قطبی به دایی پناه برد و برای خواباندن مچ شهریار، با هزار امید و آرزو زیر بیرق دنیزلی رفت. مقصد بعدی رضایی برای اینکه ثابت کند افندی هم در موردش در اشتباه بوده، کجاست؟!
* رسول بهروش