
وقتی بغض شهریار ترکید
مرجع خبری پرسپولیس : اشک هاى على دایى پس از پیروزى در دربى ۶۸ تهران حرف هاى زیادى در خود داشت. در تاریخ فوتبال ایران بازیکنى با مؤلفه ها و فاکتورهاى او نداریم. او در حد یک اسطوره در فوتبال دنیا مطرح است اما رفتار ما و فوتبال ما با خود او بد بود. باید واقعیت را گفت چراکه نمى توان از حقیقت فرار کرد.
یکى از فوتبالیست هایى که سال ها در اروپا بازى کرده یک بار مى گفت: «اگر در اروپا بازیکنى با مشخصات على داشتند، مجسمه او را از طلا مى ساختند.» این اظهارنظر وقتى در کنار جایگاه فرانس بکن باوئر، یوهان کرایف و میشل پلاتینى در فوتبال امروز اروپا قرار مى گیرد، کاملاً منطقى به نظر مى رسد اما ما با اسطوره جهانى فوتبال ایران چکار کردیم؟ على دایى در مملکت خودش غربت کشید و تحمل کرد تا اینکه پس از پیروزى در دربى ۶۸ تهران بغضش ترکید و گریه کرد. شخصاً به دنبال دفاع از على دایى نیستم و اتفاقاً آرشیو مطبوعات نشان مى دهد که همواره از منتقدان دایى بوده و قطعاً در آینده هم اگر اشتباهى داشته باشد از او انتقاد خواهم کرد اما همان طور که گفتیم باید شجاعت داشت و واقعیت را گفت. على دایى به عنوان یک اسطوره، خداحافظى تلخ و بسیارغم انگیزى از تیم ملى داشت. اتفاقات جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان باعث شد تا کاپیتان تیم ملى به ایران برنگردد و بعد از آن هم هیچ گاه به عنوان یک بازیکن او را با پیراهن تیم ملى ندیدیم. کسى که افتخار و سمبل فوتبال ایران محسوب مى شد حتى آنقدر برایمان ارزش نداشت که یک بازى خداحافظى برایش برگزار کنیم.
این پایان غم انگیز و تلخ یک اسطوره در تیم ملى بود اما على دایى هیچ حرفى نزد و رفت. بعد از مدتى او را به عنوان سرمربى تیم ملى دیدیم. کسى که با آن شرایط از بازى در تیم ملى خداحافظى کرده بود، به تیم اول مملکت برگشت تا یک بار دیگر خودش را ثابت کند اما آنقدر کم صبر و کم طاقت بودیم که بعد از شکست مقابل عربستان در چهارچوب مسابقات مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰ آفریقاى جنوبى او را اخراج کردیم تا گوشه خانه بنشیند اما باز هم مرد بود و حرفى نزد اما سکوت دایى سرشار از فریاد بود هرچند که کسى نمى شنید. هدایت پرسپولیس در لیگ نهم حرفه اى براى شهریار فوتبال ایران، حکایت دیگرى بود. او که همیشه سکوت کرده و هیچ گاه حرف نزده است اعتبارش را پاى پرسپولیس گذاشت تا در زمین فوتبال حرف هایش را بزند. شکست سنگین مقابل شاهین بوشهر براى او تبعات زیادى داشت اما دایى درست مثل زمان بازیگرى اش که هرگاه با انتقادات شدید مواجه مى شد با قدرت برمى گشت، این بار هم همان رویه سابق را ادامه داد و پس از پیروزى مقابل راه آهن و پیکان او بازى بزرگ فصل مقابل استقلال را برد و در قامت یک سردار فاتح ظاهر شد. اشک هاى او بغض دایى بود که چند سالى در گلویش گیر کرده بود و پس از دربى ۶۸ ترکید. على دایى حالا آن روى سکه فوتبال را مى بیند و با تمام وجودش احساس مى کند. حالا زندگى به او لبخند مى زند و دایى نفس راحتى مى کشد. او حالا سردار فاتح سرخپوشان است که به اوج عزت و محبوبیت رسیده است. بردن دربى براى هواداران پرسپولیس در این شرایط؛ اعتبار، ارزش و اهمیت خاصى داشت حتى اگر در ادامه فصل دایى نتیجه نگیرد و نتواند سهمیه آسیایى هم بگیرد، به خاطر بردن دربى تهران محبوب هواداران پرسپولیس خواهد ماند.
منبع: ابرار ورزشی