
کارشناسی و مدیریت از نوع کاشانی
آیا به این رفتار خود افتخار می کنید؟
مرجع خبری پرسپولیس : خود آقای کاشانی می داتتد که اشتباهی مرتکب شده بودند که کرانچار می توانست از آن شکایتی را در فیفا مطرح کند. آنوقت، ایشان در گفته هایشان اشاره ای هم به گذشت زلاتکو نمی کنند و به نوعی نیز اقدامات خود را نمایش مدیریتی شایان ذکری می دانند. آقای کاشانی، به یک انسان، آن هم غریب در کشور ما، حقیقت را نگفته اید، او را دور زده اید، با او رفتار دور از آداب حرفه ای و اخلاق جوان مردی کرده اید آنگاه حتی به شعور، گذشت و لوطی گری او نیز اشاره نمی کنید؟
حبیب کاشانی انتخاب علی دایی به عنوان سرمربی پرسپولیس را انتخابی کارشناسی شده عنوان کرد و افزود: “ما برای انتخاب جانشین کرانچار شش مربی ایرانی را مد نظر داشتیم که از بین آنها با علی دایی وارد مذاکره شدیم و خیلی زود به توافق رسیدیم تا ایشان به عنوان سرمربی، پرسپولیس را در ادامه رقابت های لیگ برتر هدایت کند .
وی در مورد این شش مربی گفت: محمد مایلی کهن ، حمید استیلی ، مجید جلالی ، حمید درخشان ، محمد خاکپور و علی دایی گزینه های ما بودند که برخی با تیم های دیگر قرارداد داشتند و امکان مذاکره با آنها وجود نداشت . “
ببخشید آقای کاشانی، برای اینکه بدانید آقایان مایلی کهن، استیلی، جلالی و درخشان در حال حاضر سرمربی تیم هایی هستند و، البته علی الاصول، با تیم هایشان قرارداد دارند ، نیاز بود تا ابتدا در فهرست گزینه های شما قرار بگیرند و سپس با انجام تحقیقات، متوجه قرارداد آنها با تیم هایشان شوید؟
منظورتان از کارشناسی، انتخاب ناگزیر گزینه قابل قبول تر از میان گزینه های بدون تیم باقی مانده، آن هم پس از هوائی کردن مربیان تیم های دیگر است؟ حتما حالا، باشگاه های مربوطه باید از اینکه اخلاق حرفه ای را رعایت کرده اید و مربیانشان را به استخدام در نیاورده اید، از شما سپاس گزار هم باشند؟
جسارتا، فقط به جهت جلوگیری از اتلاف وقت شما در دفعه بعد، یادآوری می شود که فهرست مربیان شاغل در تمام تیم ها، در سازمان لیگ موجود است.
سرپرست پرسپولیس یادآور شد: “بعد از اقدامات اولیهای که انجام شد و مراسم معارفه و تودیعی که محترمانه برگزار کردیم اجازه ندادیم تا کرانچار شبانه از ایران فرار کند و یا پرونده خود را در فیفا جریان بدهد، به همین دلیل در نشستی محترمانه او را رودرروی خبرنگاران قرار دادیم که خوشبختانه به دایی تبریک گفت.”
آیا به این رفتار خود افتخار می کنید؟ خود آقای کاشانی می داتتد که اشتباهی مرتکب شده بودند که کرانچار می توانست از آن شکایتی را در فیفا مطرح کند. آنوقت، ایشان در گفته هایشان اشاره ای هم به گذشت زلاتکو نمی کنند و به نوعی نیز اقدامات خود را نمایش مدیریتی شایان ذکری می دانند. آقای کاشانی، به یک انسان، آن هم غریب در کشور ما، حقیقت را نگفته اید، او را دور زده اید، با او رفتار دور از آداب حرفه ای و اخلاق جوان مردی کرده اید آنگاه حتی به شعور، گذشت و لوطی گری او نیز اشاره نمی کنید؟
کنایه مدیریتی اتان به فرار شبانه افشین قطبی در زمان مدیریتی آقای مصطفوی نیز بیشتر نشان دهنده تفاوت شخصیتی کرانچار صادق و ثابت است با آقای قطبی پر از نوسان. ای کاش، از به بازی گرفتن زلاتکو، نمادی از افتخار برای خودتان نمی ساختید.
اینجا را ببینید: “البته قابل ذکر است که کرانچار برگه تصفیه حساب خود را امضا کرده است که این هم نشانگر اعتباری است که پیش او داریم چون هیچ مربی خارجی این کار را نمیکند . “
یعنی، کرانچار با مربیان خارجی دیگر تفاوتی نداشت بلکه شما مدیری معتبر و متفاوت می باشید؟
کاشانی: “من یک مدیر آیندهنگر هستم مثلاً فرگوسن و ونگر برای خودشان به دنبال جایگزین هستند و میبینید که در حال حاضر سرمربی بارسلونا را نشانه گرفتند تا جایگزین خود کنند. این امر یک مورد حرفهای است من هم وقتی دیدم کرانچار جواب نمیدهد به فکر گزینههای دیگری بودم که این مورد امری طبیعی بود . “
جناب آقای کاشانی، قیاس مع الفارق ننمائید لطفا. بینش استراژیک مورد نیاز برای انتخاب جایگزین خود بسیار، تأکید می کنم بسیار، با امر رایج تغییر مربی تیم ، تفاوت دارد. تغییر سرمربی برای بهبود وضعیت مجموعه تحت مدیریت خود مدیر است که نتیجه اش به طور مستقیم در بیلان کاری خود او منعکس می گردد ولی برنامه ریزی برای جایگزین مدیریتی خود، حرکت استراتژیکی در دنیای حرفه ای مدیریت است که نتیجه اش در آینده دراز مدت سازمان مربوط منعکس می شود. در یک کلام، مدیر در هنگام تغییر سرمربی، دلش بیشتر برای خودش می سوزد ولی در گزینش جانشین فقط برای مجموعه اش.
آقای کاشانی، فوتبال ما کارهای زیبا و رفتار مدیریتی متفاوتی را از شما به یاد دارد اما این روزها، آنچه که در رفتار و گفتار شما زیاد می بینیم، قهرمان دانستن خودتان و کلمه من است. در دنیای کسب و کار به آن “پارادوکس ایکاروس” می گویند.
منبع: دنیای فوتبال