شب بود آقای دنیزلی، سربازانت در خواب ناز…!
مرجع خبری پرسپولیس : صعود از گروه، گذر از مرحله پلی آف و شاید رسیدن به جمع ۴ تیم و حتی رسیدن به فینال. رویای پرسپولیس، رویای مصطفی دنیزلی و رویای انبوهی از تماشاگران که شاکله یکی از دو قطب برتر فوتبال ایران را تشکیل میدهند رفته رفته رنگ واقعیت می گرفت اما در چشم به هم زدنی رو به زوال رفت.
به نمایش سراسر انتقاد سرخها مقابل الهلال نگاه کنید. کار سخت و منزجرکنندهای است اما باید دوباره آن بازی را در ذهن مرور کرد. آیا نشانهای از آن بازیهای گلادیاتور گونه در این بازی نیز دیده میشود؟
پرسپولیس بازی با الشباب، پرسپولیس بازی با الغرافه که خالق آن برد پر گل در زمین حریف شد و پرسپولیس بازی با همین الهلال در عربستان کجا است؟ چه کسی میتواند باخت سرخها در ورزشگاه آزادی را برابر نماینده سعودی ببیند و سکوت کند؟! شاگردان دنیزلی خالق نمایشی بودند که جای هیچ دفاعی را باقی نمیگذارد. شکست خانگی مقابل الهلال عربستان؛ تیمی که ما ایرانیها معمولا روی آن آلرژی داریم! انتقاد از عملکرد پرسپولیس را ضروری جلوه میدهد.
پرسپولیس در ورزشگاه آزادی به بایرن مونیخ هم باخته بود؛ تیمی که اولیور کان دژ محکم ژرمن را در دروازه خود میدید اما این باخت کجا و آن باخت کجا؟! شکست درخانه مقابل تیمهای عربی قابل هضم نیست. همانطور که استقلال چندی پیش مقابل الجزیره در ورزشگاه آزادی زانو زد و سبب سرخوردگی دوستدارانش شد. تاسفبرانگیز است اما انگار باختن به تیمهای عربی در ورزشگاه آزادی تبدیل به عادت تازه سرخابیها شده است! استقلال در خانه به الجزیره میبازد و حالا نوبت به ارتش سرخ رسیده تا بار دیگر این خبر شوم را به گوش اهالی فوتبال برساند.
پرسپولیس دیگر تیم سرسخت، با نشاط و پرانگیزه بازیهای قبل نیست. پرسپولیس بازی با الشباب کجا است؟ یک گل، دو گل، سه گل؟! نه، شش گل! آن پرسپولیس کجا است؟ سرمربی تیم بارها و بارها خبر از اتفاقاتی خوش و درست شدن همه چیز در عرصه لیگ قهرمانان آسیا میداد. آن روز که افندی گفت در لیگ هم شانس قهرمانی داریم مثل بشیکتاش، شاید خوشبینترین هواداران سرخ حرفهای او را جدی نگرفتند اما وقتی دنیزلی از فتح میدانهای آسیایی گفت همگان وعده او را باور کردند.
پرسپولیس خوب و امیدوارکننده هم آغاز کرد؛ تساوی در عربستان و پس از آن برتری چشمگیر و خیره کننده برابر الشباب و آن بازی حیرتانگیز در قطر. پرسپولیس امروز اما هیچ نشانی از آن پرسپولیس ندارد. آنها رنگ عوض کرده بودند، پرسپولیس لباس نو پوشیده بود اما آرام آرام لباس نو را از تن خارج کرد. این پرسپولیس همان است که در هفته های آخر لیگ میبینیم. همان تیمی که هزار حرف و حدیث پشت سرش است. سرخها باید ممنون آودوکیچ باشند؛ ستاره بازی با الهلال که مانع از شکلگیری شکستی تلخ و تحقیرآمیز شد. دیروز قرار بود روز پرسپولیس باشد. افندی وعدهاش را داده بود، با لبخند همیشگی و با همان سیمای امیدوار اما دیروز شب بود، شاید تاریک تر از شب. حالا باید دعا کنیم پرسپولیس در امارات لااقل یک امتیاز بگیرد تا همین جا با لیگ قهرمانان آسیا وداع نکند. آیا با همین نمایش که عصر دیروز شاهد بودیم میتوان امیدی داشت؟
رکورد پاس اشتباه در یک نیمه
همانطور که تماشاگران قول داده بودند تا رکورد دیگری را به ثبت برسانند و با حضور گسترده خود ورزشگاه را یکدست سرخ کنند، مازیار زارع، محمد نوری و حسین بادامکی هم با همکاری هم، رکورد تعداد پاسهای اشتباه در یک نیمه را از آن خود کردند. البته غلامرضا رضایی هم رقابت خوبی با آنها داشت اما اگر اشتباه نکنیم حسین بادامکی در پایان نیمه اول با آماری قابل توجه نسبت به سایر همبازیان خود رکورددار به رختکن رفت.
پنالتی؟
بازیکن الهلال از داخل محوطه جریمه توپ را به سمت دروازه شوت میزند؛چشمهای آودوکیچ از حدقه درآمده و قلب ما یک لحظه استپ کرده که شیث رضایی وسط محوطه شیرجه میزند. دستهای او به هوا می رود، توپ بلوکه میشود. هواداران دستهایشان را روی سر گذاشتهاند و منتظرند تا داور سوت بکشد و نقطه پنالتی و کارت قرمز را نشان دهد اما این اتفاق رخ نمیدهد تا حالا دوباره قلبها به حالت عادی شروع به تپیدن کند و این سوال را از خود بپرسد که این ها بازیکن فوتبال بوده اند یا کشتی و هندبال؟
مرغ همسایه واقعا غاز است
بیچاره آودوکیچ، هر هفته کنار میثاق و هوشیار تمرین میکند و آخر هفته هم به ورزشگاه میرود و خون دل میخورد که پرسپولیس در لیگ برتر ایران چهار تا چهار تا گل میخورد. آودوکیچ دیروز در نیمه اول آنقدر خوب بازی کرد که به همه بگوید اگر امروز پرسپولیس در انتهای جدول دست و پا میزند به خاطر ضعف خط دروازه اش است. دیروز اگر این دروازهبان بوسنیایی درون دروازه نبود، در همان نیمه اول الهلال صاحب یک پنالتی شده بود و چه بسا یک گل هم میخورد. آودوکیچ حتی در چند صحنه جور مدافعان پراشتباه پرسپولیس را کشید و اشتباهات نصرتی و شیث را پوشش داد. تک به تکی را که گرفت دیدید؟ توپ از هر ۱۱ بازیکن رد شده بود و حتی خود آودوکیچ هم دریبل خورده بود اما این بازیکن متعصب تا آخرین لحظه تسلیم نشد و با حمله به زیر پای مهاجم الهلال توپ را جمع کرد. حالا باز هم امثال مایلی کهن و قلعه نویی بیایند بگویند چون ما چشم آبی نداریم برایمان مرغ همسایه غاز است.
شب بود آقای دنیزلی!
گل اول بازی را دیدید؟ همان گلی که الهلال زد. جان هر کسی دوست دارید یک بار دیگر این گل را تماشا کنید. در برنامه نود خوب نگاه کنید که چه اتفاقی افتاد. امیرحسین فشنگچی -که قرار بود تعویض طلایی دنیزلی شود- به محض ورود به زمین توپ را پشت محوطه جریمه الهلال لو میدهد. آقای تازهوارد که باید سرشار از انرژی و انگیزه باشد، به جای بلند شدن از زمین و تعقیب بازیکن الهلال روی زمین لحاف و تشک پهن میکند و همانجا میخوابد و با پوزخند به داور کرهای نگاه میکند.
در حالی که فشنگچی بیخیال روی زمین دراز کشیده بازیکن الهلال با ۳ ضرب توپ را به محوطه جریمه پرسپولیس میرساند و سرانجام از فضای خالی پشتسر حمید علیعسگری دروازه باز میشود. بازیکن الهلال در گوشه زمین شادی میکند و نمیدانیم فشنگچی از جایش بلند شده یا نه. اینها نسل جدید فوتبال ایران هستند. نسلی که باید ما را به جام جهانی ببرند. نسلی که جواب سلام مردم را با زور میدهند و همیشه طلبکارند که چرا پول ما –۲۰۰، ۳۰۰ میلیون ما– پرداخت نمیشود. این نسلی که از همه حرکات و رفتارش غرور میبارد اما غرور ملی را هرگز درک نمیکنند، حتما بعد از بازی مثل طلبکارها خواهند گفت: «چرا هفتاد و پنج هزار نفر به ورزشگاه آمده بود، اگر ۱۰۰ هزار نفر بودند حتما ما بازی را میبردیم.»
حالا با این نسل طلایی و همیشه طلبکار به جام جهانی خواهیم رفت؟ خدا ما و کارلوس کروش را عاقبت به خیر کند که به این نسل جدید دل بستهایم.
هواداران پرسپولیس دیروز دو دسته بودند. دسته ای که در ورزشگاه بودند و می گویند به چشم خود دیدند که بازیکنان پرسپولیس راه می روند. بازیکنان جلو عقب نمی آیند و مدافعان به راحتی جا می مانند. دسته دیگر از پای تلویزیون بازی را تماشا کرده اند و می گویند صدای مصطفی دنیزلی را شنیده اند که بر سر بازیکن فریاد می زند اما بازیکن بی تفاوت از کنارش رد می شود.
مثل روز روشن است که بازیکنان پیروزی(هرچه فکر می کنیم حیف است از نام پرسپولیس استفاده شود!) دیروز از تمام داشته های خود برای برتری برابر الهلال استفاده نکردند. اما شما هم مقصرید آقای دنیزلی!
شما که از نزدیک بی تفاوتی ۱۱ بازیکن در زمین را دیدید چرا تا دقیقه ۹۰ به آنها اطمینان کردید؟ ممدوتال را آوردید که جلوی آبروریزی بیشتر را بگیرد؟ وقتی که می بینید این ها در طول نود دقیقه ۳ کیلومتر دوندگی مفید هم ندارند چرا هاشمیان و مهدوی کیا را از فهرست خارج می کنید؟ اینها اگر با ۶-۳۵ سال سن ۲۰ دقیقه هم دوندگی داشته باشند از ۹۰ دقیقه تحرک اشباح اطراف خود بیشتر می دوند. با این ها اگر تیم آدم هم باخت، مردانه باخته و می تواند سرش را بالا بگیرد و بگوید همه توانم همین بود.