مقالات فوتبال

آیا مهدوی کیا هم به اندازه پیوس خوش شانس خواهد بود؟

مرجع خبری پرسپولیس : آیا مهدوی‌کیا هم به اندازه پیوس خوش‌ اقبال هست که ستاره‌ای آینده‌دار از سلاله مردان پاک ایران‌زمین بیابد و قبایش را برای او به ارث بگذارد؟

 

۱- مهدی مهدوی‌کیا به فوتبال برگشت. در شرایطی که میلیون‌ها هوادار پرسپولیس گمان می‌کردند پرونده بازگشت کیا به میادین و افسانه خداحافظی‌اش با پیراهن سرخ این تیم برای همیشه منتفی شده است، روز گذشته رسانه‌ها از اعلام رضایت دنیزلی برای حضور مهدی در جمع سرخپوشان خبر دادند و موجی از شور و نشاط را در سطح جامعه فوتبال کشورمان به وجود آوردند.

 

تردیدی نیست که دایره شادی و شعف امروز، محدود به هواداران پرسپولیس نمی‌شود و همه مخاطبان پاکدل و راستین فوتبال ایران را در بر می‌گیرد. کدام وجدان آگاه و قلب روشنی می‌توانست راضی باشد به اینکه پیک سربلندی و افتخار ایرانیان در ۱۵ سال گذشته، در یک فضای غریبانه و غم‌آلود از فوتبال خداحافظی کند و آخرین تصویر ذهنی‌اش از استادیوم‌های ایران، «هو» شدنش توسط مشتی شرط‌بند و قمارباز باشد؟ مهدی به فوتبال برمی‌گردد تا در شکوهی که استحقاقش را دارد و غرق در خاطره‌ای که آرزویش را داشته با روزهای افتخارش وداع کند. او امروز آماده می‌شود تا چهار گوشه زمینی را ببوسد که یکی از شناسنامه‌های تاریخ ورزش خاک پدری‌اش  به شمار می‌رود و با عرق‌ریزان بی‌پایانش، بارها سکونشینان آن را به طاق آسمان کوبیده است. چقدر این «سلام» امروز را دوست داریم؛ گرچه شاید تنها درودی باشد که طعم بدرود می‌دهد!

 

۲- حضور مهدی مهدوی‌کیا در پرسپولیس در شرایطی رخ می‌دهد که کادر فنی جدید این تیم در ابتدا با این موضوع مخالفت کرده بود. وقتی مربی بزرگی در استانداردهای مصطفی دنیزلی استخدام می‌شود، طبیعی است که همه ارکان باشگاه باید «حتی‌المقدور»‌ موازی با افکار و برنامه‌های او حرکت کنند و در خدمت اندیشه‌هایش درآیند تا شاید مسیر رسیدن به موفقیت هموار شود. این یک قاعده بین‌المللی و تغییرناپذیر است؛ چنانچه وقتی رئالی‌ها خوزه مورینیو را به استخدام در می‌آورند تا به کابوس چندین ساله ناکامی‌هایشان پایان بدهند، تقریبا با تمام درخواست‌های او کنار می‌آیند و از حذف رائول تا اخراج والدانو، تا حد امکان به خواسته‌های مربی‌شان جامه عمل می‌پوشانند. حکایت پرسپولیس و دنیزلی هم همین است. او حالا آمده که حرف اول را بزند و وقتی سرمایه‌ای مثل اعتماد پررنگ همگانی پشت سرش وجود دارد، دیگر بهانه‌ای برای بی‌پاسخ گذاشتن تقاضاهای وی پذیرفتنی نیست. در همین راستا وقتی از قول افندی نقل کردند که سن بالای مهدوی‌کیا و نیز بی‌میلی مربی به نیمکت‌نشین کردن بازیکن بزرگی چون او باعث شده پروژه بازگشت موشک به پرسپولیس نافرجام باقی بماند، همه چیز پایان یافته تلقی شد و واکنشی جز حسرت و افسوس برجای نماند. با این همه اما، خوشحالیم که دنیزلی مشرقی و احساساتی، با این بخش از تمایلات قلبی هواداران تیمش نیز کنار آمد و کمک کرد تا مهدی پرسپولیسی‌ها، به سرگذشت رائول رئالی‌ها تبدیل نشود!

 

۳- اولین خاطره روشنی که از طلوع ستاره‌ای به نام مهدوی‌کیا در ذهن ایرانیان به ثبت رسیده، مربوط به مراسم خداحافظی فرشاد پیوس و پوشاندن پیراهن وی بر تن مهدی می‌شود. حالا انگار قرار است آخرین قابی هم که از وی در ذهن‌مان باقی می‌ماند، نمایش یک خداحافظی دیگر باشد و این‌بار البته وداع خود او! مهدی مهدوی‌کیا دیر یا زود از دنیای قهرمانی خداحافظی خواهد کرد و این «قانون» فوتبال است، اما آنچه باعث می‌شود موجی از حسرت و اندوه گریبان‌مان را بگیرد، مرور دیگر باره این پرسش مهم است که آیا امروز هم مثل ۱۵ سال پیش، می‌توان وارثی سزاوار و شایسته برای این پیراهن پیدا کرد؟ آیا مهدوی‌کیا هم به اندازه پیوس خوش‌ اقبال هست که ستاره‌ای آینده‌دار از سلاله مردان پاک ایران‌زمین بیابد و قبایش را برای او به ارث بگذارد؟ امروز در این فضای سیاه و غبارآلود که الفبای آموزش در آکادمی‌ها به لکه ننگین تجاوزات جنسی آلوده است و تازیانه تبانی و زدوبند و دروغ و رشوه و ریا بی‌وقفه بر پیکر فوتبال ایران فرود می‌آید، کدام ستاره نوظهوری را می‌توان پیدا کرد که از این سیستم مخوف «ناشایسته‌سالاری» جان سالم به در برده باشد و بتواند آینده را بسازد؟‌ در عصر سلطه متوسط‌ها و در زمانه یکه‌تازی زبونانه خودخواه‌ها، متکبرها و بی‌ادب‌ها، کدام مهدوی‌کیای تازه نفسی پیدا خواهد شد تا پیراهن ستاره پیشکسوتش را تحویل بگیرد و با به جا گذاشتن چهره‌ای ممتاز، ارزشمند و ملی – میهنی از خودش، به آن اعتباری تازه ببخشد؟ کاش مادر دهر هنوز برای این فوتبال تهی ستاره می‌زایید تا به تماشا نشستن غروب امثال مهدی، کوله‌باری از بیم و دل‌ناگرانی برایمان به سوغات نیاورد؛ اما افسوس که انگار سترونی این روزها، به دامن طبیعت نیز سرایت کرده است!

 

۴- مهدی می‌رود و در غیاب ستاره‌های فروزان آینده‌ساز، پیراهنش را برای جارختی‌ها به جا می‌گذارد. اگر تقدیر این است، پس چرا از همین چند صباح باقی مانده از روزهای درخشش «آقای جنتلمن» لذت نبریم؟!

 

* یادداشت از رسول بهروش

اشتراک
مطلع شدن
guest
0 نظرات
جدیدترین
قدیمی‌ترین پرامتیازترین
بازخورد (Feedback) های درون متنی
مشاهده همه دیدگاه ها